ترس‌های پنهان صاحب کسب‌وکار قبل از سفارش سایت

ترس‌های پنهان صاحب کسب‌وکار قبل از سفارش سایت

ترس‌های پنهان صاحب کسب‌وکار قبل از سفارش سایت

ترس‌های پنهان صاحب کسب‌وکار قبل از سفارش سایت

چرا قدم اول برای ورود به دنیای آنلاین این‌قدر سخت است؟

خیلی از صاحب‌های کسب‌وکار، مخصوصاً کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، سال‌ها با این جمله زندگی می‌کنند:

«باید یه سایت بزنم… ولی الان نه!»

این «الان نه» معمولاً از کمبود پول نیست، از کمبود زمان هم نیست.

پشتش یک‌سری ترس‌های پنهان خوابیده که حتی خودشان هم گاهی به زبان نمی‌آورند.

در این مقاله می‌خواهیم عمیق و واقعی، بدون شعار، درباره ترس‌هایی حرف بزنیم که قبل از سفارش طراحی سایت سراغ صاحب کسب‌وکار می‌آید؛ ترس‌هایی که اگر حل نشوند، رشد را متوقف می‌کنند.

۱. ترس از هدر رفتن پول

اولین و بزرگ‌ترین ترس این است:

«نکنه پول بدم سایت طراحی بشه و هیچ فروشی نیاد؟»

این ترس کاملاً طبیعی است. چون بسیاری از افراد تجربه‌های بدی شنیده‌اند:

سایت طراحی شده ولی بازدید ندارد

ظاهر قشنگ دارد اما فروش ندارد

بعد از تحویل، طراح دیگر پاسخگو نیست

هزینه‌های پنهان دارد

ریشه این ترس چیست؟

ریشه این ترس، «ابهام» است.

صاحب کسب‌وکار دقیقاً نمی‌داند:

سایت چطور مشتری می‌آورد؟

سئو چیست؟

قیف فروش آنلاین چطور کار می‌کند؟

آیا حوزه کاری‌اش اصلاً در اینترنت جواب می‌دهد یا نه؟

وقتی نتیجه شفاف نباشد، سرمایه‌گذاری ترسناک می‌شود.

۲. ترس از اینکه “من بلد نیستم با سایت کار کنم”

خیلی‌ها فکر می‌کنند سایت داشتن یعنی:

باید کدنویسی بلد باشم

باید سرور مدیریت کنم

باید با اصطلاحات فنی درگیر شوم

اگر مشکلی پیش بیاید نمی‌فهمم چه شده

در حالی که امروز با سیستم‌هایی مثل WordPress، مدیریت سایت می‌تواند حتی ساده‌تر از کار با اینستاگرام باشد.

اما چون آموزش ندیده‌اند، ذهنشان سناریوی پیچیده می‌سازد.

۳. ترس از قضاوت شدن

یک ترس عمیق‌تر و کمتر گفته‌شده وجود دارد:

«اگه سایت بزنم و کسی استقبال نکنه چی؟»

اینجا موضوع فقط پول نیست.

موضوع اعتبار شخصی است.

سایت یعنی:

من جدی‌ام

من بزرگ شده‌ام

من رسمی هستم

و اگر سایت دیده نشود، انگار شکست علنی رخ داده است.

در واقع این ترس، ترس از دیده شدن است.

۴. ترس از اینکه سایت جایگزین فروش حضوری نشود

خیلی از صاحبان کسب‌وکار سنتی می‌گویند:

«مشتری من حضوری میاد. سایت به درد من نمی‌خوره.»

این جمله معمولاً از ترس تغییر می‌آید، نه از تحلیل واقعی بازار.

امروز حتی اگر فروش حضوری باشد، قبلش یک جستجو انجام می‌شود.

مردم قبل از خرید، اسم برند را در گوگل سرچ می‌کنند.

اگر نتیجه‌ای نباشد چه حسی ایجاد می‌شود؟

بی‌اعتمادی.

۵. ترس از پروژه‌های نیمه‌کاره

بعضی‌ها تجربه دارند:

طراحی شروع شده ولی وسط راه رها شده

پروژه تحویل داده شده ولی ناقص بوده

بعد از گرفتن پول، پاسخگویی کم شده

این ترس، ریشه در «اعتماد» دارد.

وقتی بازار پر از تجربه‌های بد باشد، تصمیم‌گیری سخت می‌شود.

۶. ترس از پیچیدگی‌های فنی

هاست چیست؟

دامنه چیست؟

SSL چیست؟

سرعت سایت یعنی چه؟

سئو یعنی چه؟

برای کسی که سال‌ها در بازار سنتی کار کرده، این‌ها مثل زبان بیگانه است.

اما واقعیت این است که: شما لازم نیست همه چیز را بدانید.

لازم است با تیمی کار کنید که ساده توضیح دهد.

۷. ترس از اینکه سایت فروش نیاورد

بزرگ‌ترین سوءتفاهم این است:

«خود سایت باید فروش بیاورد.»

در حالی که سایت یک ابزار است، نه معجزه.

سایت بدون:

استراتژی محتوا

سئو

تبلیغات

شبکه‌های اجتماعی

مثل مغازه‌ای در بیابان است.

وقتی این موضوع درست توضیح داده نشود، صاحب کسب‌وکار توقع اشتباه پیدا می‌کند و می‌ترسد.

۸. ترس از رقابت با غول‌ها

خیلی‌ها می‌گویند:

«وقتی Digikala هست، من چطور رقابت کنم؟»

پاسخ ساده است:

قرار نیست شبیه دیجی‌کالا باشید.

اینترنت فقط برای برندهای بزرگ نیست.

برعکس، اتفاقاً فضای خوبی برای بازارهای تخصصی و محلی است.

۹. ترس از دیده نشدن در گوگل

صاحب کسب‌وکار شنیده: «سئو سخته» «رقابت زیاده» «سال‌ها طول می‌کشه بیای صفحه اول»

بله، سئو زمان می‌برد.

اما صفر بودن، بدتر از کند بودن است.

اگر سایت نداشته باشید، اصلاً در مسابقه نیستید.

۱۰. ترس از تغییر مدل درآمدی

بعضی‌ها عادت کرده‌اند:

تلفنی بفروشند

حضوری مذاکره کنند

چانه‌زنی کنند

سایت یعنی:

قیمت شفاف

فرآیند مشخص

سیستماتیک شدن فروش

و سیستماتیک شدن، برای ذهنی که سال‌ها سنتی کار کرده، ترسناک است.

۱۱. ترس از تولید محتوا

«من چی بنویسم؟» «عکس حرفه‌ای ندارم» «محصولم ساده‌ست، محتوا نداره»

واقعیت این است: محتوا فقط مقاله علمی نیست.

محتوا یعنی پاسخ دادن به سوال‌های مشتری.

۱۲. ترس از تعهد بلندمدت

خیلی‌ها فکر می‌کنند سایت یعنی هزینه همیشگی و سنگین.

در حالی که:

هزینه هاست سالانه معمولاً کمتر از اجاره یک ویترین است

دامنه هزینه ناچیزی دارد

نگهداری اگر درست انجام شود، قابل مدیریت است

اما چون ساختار هزینه‌ها شفاف توضیح داده نمی‌شود، ترس باقی می‌ماند.

۱۳. ترس از امنیت و هک شدن

اخبار هک شدن سایت‌ها باعث می‌شود بعضی‌ها بگویند: «من دردسر نمی‌خوام.»

در حالی که: با رعایت اصول امنیتی، ریسک قابل کنترل است.

هیچ کسب‌وکاری به خاطر احتمال سرقت، مغازه باز نکردن را انتخاب نمی‌کند.

۱۴. ترس از شکست قبلی

بعضی‌ها قبلاً سایت داشته‌اند، اما:

فروش نداشته

رها شده

به‌روزرسانی نشده

حالا ذهن می‌گوید: «دوباره همون میشه.»

اما سؤال این است: آن بار، استراتژی داشتید؟

یا فقط سایت داشتید؟

۱۵. ترس از اینکه “هنوز وقتش نرسیده”

این خطرناک‌ترین جمله است.

«بذار فروش بیشتر بشه بعد سایت می‌زنم.»

«بذار اوضاع اقتصادی بهتر بشه.»

«بذار نیرو بگیرم بعد.»

این تعویق‌ها معمولاً سال‌ها طول می‌کشند.

چرا این ترس‌ها طبیعی‌اند؟

چون سایت برای بسیاری از کسب‌وکارها، ورود به مرحله جدیدی از هویت حرفه‌ای است.

سایت یعنی:

من رسمی هستم

من رشد می‌کنم

من قابل جستجو هستم

من در دسترس هستم

و رشد، همیشه با ترس همراه است.

چه زمانی نباید سایت بزنید؟

واقع‌بین باشیم.

اگر:

هنوز مدل درآمدی مشخص نیست

محصول یا خدمت تثبیت نشده

بازار هدف مشخص نیست

صرفاً به خاطر چشم و هم‌چشمی می‌خواهید سایت بزنید

شاید بهتر باشد اول استراتژی را بسازید.

چه زمانی بهترین زمان برای سفارش سایت است؟

زمانی که:

مشتری دارید

بازار را می‌شناسید

می‌دانید چه می‌فروشید

می‌خواهید حرفه‌ای‌تر دیده شوید

می‌خواهید فروش سیستماتیک بسازید

سایت فقط یک ویترین نیست

سایت می‌تواند باشد:

ابزار جذب سرنخ

ابزار برندسازی

مرکز اعتمادسازی

مرکز تولید محتوا

پایگاه سئو

سیستم فروش خودکار

اگر با نگاه درست ساخته شود.

تفاوت سایت ارزان با سایت هدفمند

سایت ارزان:

قالب آماده بدون استراتژی

بدون شناخت مخاطب

بدون برنامه محتوا

بدون قیف فروش

سایت هدفمند:

بر اساس پرسونای مشتری

با ساختار فروش

با صفحات متقاعدکننده

با برنامه رشد

نقش اعتماد در تصمیم‌گیری

در نهایت، تمام این ترس‌ها به یک چیز برمی‌گردد:

اعتماد.

اعتماد به:

تیم طراحی

فرآیند اجرا

پشتیبانی

شفافیت هزینه‌ها

مسیر رشد

اگر این اعتماد ساخته شود، ترس‌ها کوچک می‌شوند.

انجام پروژه دورکاری اینترنتی و کاریابی آنلاین و استخدام فریلنسر و دورکار