چرا سایتهای شرکتی ایرانی شبیه هم شدن؟
۱. وابستگی شدید به قالبهای آماده
یکی از اصلیترین دلایل شباهت سایتها، استفاده گسترده از قالبهای آماده در سیستمهایی مثل WordPress است.
قالبهایی مثل Avada، Astra یا حتی صفحهسازهایی مانند Elementor، امکانات متنوعی دارند و سریع راهاندازی میشوند.
اما مشکل کجاست؟
اکثر طراحان از دموهای آماده استفاده میکنند.
مشتریها معمولاً همان دموی اولیه را میپسندند.
تغییرات عمیق در طراحی انجام نمیشود.
نتیجه:
دهها سایت با ساختار یکسان، فقط با رنگ و لوگوی متفاوت.
۲. مشتریان ریسکپذیر نیستند
بخش بزرگی از این شباهت، تقصیر خود کارفرماهاست.
وقتی مشتری میگوید: «یه سایت مثل فلان شرکت میخوام.»
در واقع خلاقیت را از ابتدا محدود میکند.
بسیاری از مدیران:
از متفاوت بودن میترسند.
فکر میکنند ساختارهای رایج یعنی حرفهای بودن.
ترجیح میدهند شبیه رقبا باشند تا اینکه متمایز باشند.
در حالی که در دنیای دیجیتال، تمایز مساوی است با دیده شدن.
۳. نگاه اشتباه به سایت به عنوان «کاتالوگ آنلاین»
بسیاری از شرکتهای ایرانی هنوز سایت را به عنوان یک «بروشور دیجیتال» میبینند، نه ابزار فروش.
در نتیجه ساختار تقریباً همیشه این است:
صفحه اصلی
درباره ما
خدمات
پروژهها
تماس با ما
و همین.
نه استراتژی محتوا وجود دارد، نه قیف فروش، نه تحلیل رفتار کاربر.
وقتی هدف فقط «داشتن سایت» باشد، نتیجه هم چیزی جز یک قالب تکراری نخواهد بود.
۴. نبود استراتژی برندینگ
بیشتر شرکتها قبل از طراحی سایت، هویت برند مشخصی ندارند:
لحن مشخص
رنگ سازمانی دقیق
پرسونای مخاطب
ارزش پیشنهادی شفاف
وقتی برند تعریف نشده باشد، طراحی هم به سمت کلیشه میرود.
سایتها تبدیل میشوند به مجموعهای از سکشنهای عمومی بدون روح.
۵. محدودیت بودجه و زمان
بخش زیادی از پروژههای شرکتی با بودجه محدود اجرا میشوند.
وقتی زمان و هزینه کم باشد:
طراحی اختصاصی حذف میشود.
تحقیق کاربر انجام نمیشود.
تجربه کاربری عمیق طراحی نمیشود.
طراح هم برای تحویل سریع، به قالبهای آماده و ساختارهای تکراری پناه میبرد.
۶. آموزشهای سطحی در بازار
بسیاری از آموزشهای طراحی سایت در ایران، تمرکزشان روی ابزار است، نه استراتژی.
آموزشها معمولاً میگویند:
چطور قالب نصب کنیم
چطور دمو ایمپورت کنیم
چطور صفحه بسازیم
اما کمتر درباره این صحبت میشود که:
کاربر چرا وارد سایت میشود؟
چطور باید تبدیل شود؟
ساختار محتوایی باید چه منطقی داشته باشد؟
وقتی دانش عمیق نباشد، خروجی هم شبیه هم میشود.
۷. ترندهای جهانی بدون بومیسازی
گاهی طراحان از سایتهای خارجی الهام میگیرند، اما بدون توجه به بازار ایران.
مثلاً:
اسلایدرهای ویدیویی سنگین
طراحی مینیمال بیش از حد
متنهای بسیار کوتاه
در حالی که کاربر ایرانی:
اطلاعات بیشتر میخواهد
اعتمادسازی قویتر نیاز دارد
هنوز به جزئیات اهمیت میدهد
کپی بدون تطبیق، نتیجهای مصنوعی و مشابه ایجاد میکند.
۸. تمرکز روی ظاهر، نه عملکرد
یکی از بزرگترین مشکلات:
سایتها برای «قشنگ بودن» ساخته میشوند، نه «کار کردن».
انیمیشن زیاد
اسکرولهای طولانی
تصاویر بزرگ
افکتهای نمایشی
اما:
مسیر تماس سخت است
فرمها پیچیدهاند
پیام اصلی گم شده
وقتی عملکرد اولویت نباشد، همه به سراغ ظاهرهای مشابه میروند.
۹. نبود تحلیل رقابتی واقعی
خیلی از شرکتها میگویند: «رقبا رو بررسی کردیم.»
اما بررسی یعنی چه؟
آیا تحلیل کردهاند:
رقبا چطور لید میگیرند؟
چه نوع محتوایی منتشر میکنند؟
چه نقاط ضعفی دارند؟
یا فقط ظاهر سایت را دیدهاند؟
وقتی تحلیل عمیق نباشد، نتیجه فقط تقلید سطحی است.
۱۰. ترس از متفاوت بودن
در بازار ایران، «متفاوت بودن» گاهی به عنوان ریسک تلقی میشود.
مدیران فکر میکنند: اگر خیلی خاص طراحی کنیم، شاید مشتری گیج شود.
در حالی که تمایز هوشمندانه باعث میشود برند در ذهن بماند.
۱۱. نبود متخصص UX در پروژهها
در بسیاری از پروژههای شرکتی:
گرافیست هست
برنامهنویس هست
حتی سئوکار هست
اما متخصص تجربه کاربری وجود ندارد.
UX یعنی:
درک رفتار کاربر
طراحی مسیر منطقی
حذف موانع تصمیمگیری
وقتی UX جدی گرفته نشود، سایتها بر اساس الگوهای تکراری ساخته میشوند.
۱۲. استفاده از ساختارهای کلیشهای محتوا
تقریباً همه سایتهای شرکتی ایرانی یک جمله مشابه دارند:
«ما با بهرهگیری از تیم متخصص و سالها تجربه…»
این کلیشهها باعث میشود محتوا هم شبیه شود.
در حالی که برند باید:
مزیت رقابتی واقعی خود را بگوید
داستان داشته باشد
عدد و سند ارائه دهد
۱۳. نبود دادهمحوری
خیلی از طراحیها بر اساس سلیقه مدیر انجام میشود، نه داده.
مثلاً: «من رنگ آبی رو دوست دارم.»
«اسلایدر حتماً باشه.»
در حالی که طراحی باید بر اساس:
رفتار کاربر
نرخ کلیک
نرخ تبدیل
تست A/B
انجام شود.
وقتی داده حذف شود، تصمیمها سلیقهای میشوند و خروجیها شبیه هم.
۱۴. بازار رقابتی اما کمتمایز
در بسیاری از صنایع ایران:
شرکتها خدمات مشابه دارند
تفاوت واقعی کم است
پیام برند شفاف نیست
وقتی خود کسبوکارها متمایز نیستند، سایتها هم متمایز نمیشوند.
۱۵. راه خروج از این چرخه چیست؟
اگر نمیخواهید سایت شرکتی شما هم شبیه بقیه باشد، باید:
۱. قبل از طراحی، استراتژی بچینید
هدف سایت چیست؟
لید میخواهید یا فروش مستقیم؟
مخاطب دقیق شما کیست؟
۲. برندتان را تعریف کنید
لحن برند
ارزش پیشنهادی
مزیت رقابتی واقعی
۳. UX را جدی بگیرید
مسیر تماس را ساده کنید
فرمها را کوتاه کنید
CTA واضح داشته باشید
۴. از قالب آماده فقط به عنوان ابزار استفاده کنید، نه چارچوب قطعی
۵. متفاوت بودن را بپذیرید
تمایز هوشمندانه، مزیت است نه تهدید.
آینده طراحی سایتهای شرکتی در ایران
بازار به سمت حرفهایتر شدن میرود.
شرکتهایی که:
تحلیل داده دارند
محتوا تولید میکنند
برندینگ جدی دارند
کمکم از الگوی تکراری فاصله میگیرند.
در سالهای آینده، سایت شرکتی صرفاً یک بروشور نخواهد بود؛ بلکه تبدیل به موتور جذب مشتری خواهد شد.
ارتباط با بیتجاب
اگر شما هم قصد دارید سایت شرکتی طراحی کنید و نمیخواهید جزو آن دسته سایتهای «شبیه به همه» باشید، مهمترین قدم این است که قبل از اجرا، گزینههای مختلف را بررسی کنید.
در بیتجاب میتوانید:
پروژه طراحی سایت خود را ثبت کنید
پیشنهادهای متنوع از طراحان مختلف دریافت کنید
نمونهکارها را مقایسه کنید
درباره استراتژی و رویکرد هر طراح سؤال بپرسید
بهجای اینکه اولین پیشنهاد را قبول کنید، چند نگاه متفاوت ببینید و سپس تصمیم بگیرید.
سایتی که متفاوت فکر شود، متفاوت طراحی میشود.
انجام پروژه دورکاری اینترنتی و کاریابی آنلاین و استخدام فریلنسر و دورکار